جکها و لطیفه های بامزه

جک؛لطیفه؛طنز

جک

یه روز یارو با برو بچه‌ها میرن کافی شاپ ! اولی محکم میزنه رو میز و میگه یه کوکاکولا ! دومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پارسیکولا ! سومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پپسیکولا ! یارو هم برای اینکه کم نیاره محکم میزنه رو میز و میگه یه دراکولا


یارو شب خوابيدني يه ليوان خالي ميذاره بالاي سرش بهش ميگن چرا ليوان خالي گذاشتي ميگه آخه شايد تشنم نشد

یارو داشته پرتقال پوست مي كرده، با خودش ميگه خدا كنه توش موز باشه

یارو مي ره سر يخچال در يخچال رو باز مي كنه ژله تكون مي خوره و مي لرزه یارو مي گه نترس نترس با تو كاري ندارم مي خوام پنير بردارم



به یارو ميگن دخترت رو به كي شوهر دادي؟ ميگه غريبه نيست، دامادم هست

عابر : پسر جان ، ميخواهي خواهر كوچولوتو از خيابان رد كني ، احتياط كن  پسر : عيبي نداره دو تا ديگه خونه داريم

یارو دو دستش به كمر توی اتوبوس وايساده بود د ازش ميپرسن چرا دست به كمر وايسادي د يه نگاه ميكنه به دستاش و ميزن تو سرش و ميگه : واي پس هندونه هام كوش


یارو  چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. یارو ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، یارويكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده



یارو از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود



بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!

یارو میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ ترکه میگه: هیشکی، گربه‌ست، بعععععع


معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و
دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟»
در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! »

اولي:« اگر تلويزيونم روشن نشد، چه كار كنم؟»دومي: «هلش بده، بگذار كانال دو.»

 



پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.»

شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.



شيطون اكس ميزنه مردم رو به راه راست هدايت مي كنه 

 



 یارو  به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

یارو  دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه:
ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟


 


یارو میمیره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش می کنن

یارو یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش کو

یارو  زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله.یارو میگه خوش به حالتون ما نداریم


یارو میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما میخوره






یه بار مورچه ها به خونه یه خسیس حمله می کنند .بعد چند روز ازگشنگی می میرند

 

 


یارورو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت

به یارو می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم



 




یارو داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد میشه میگه چرا داری با خره شطرنج بازی می کنی؟ یارو میگه همچین خرم نیست دو هیچ جلوه

به یارو میگن پسرت رکورد شکونده میگه غلط کرده من که پولش رو نمیدم

یارو میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه

بچه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه ساکت! شناتو بکن!


 



یاروبا نامزدش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً .یارو  با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين

 


یارو  ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه



يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

 



به یارو میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

 




یارو  می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟




یارو میره خارج, با یکی رفیق میشه,طرف به یارو میگه زمینو بکن,یارو هم 200 متر میکنه, بعد فقط یه سیم پوسیده پیدا میکنه,طرف بهش میگه ببین این نشون میده ما 200 سال پیش تلفن داشتیم, یارو طرف رو میاره ایران, میگه زمینو بکن, طرف 300متر میکنه چیزی پیدا نمیکنه, بعد میگه این جا که چیزی نیست. . . یارو میگه میبینی. . . این نشون میده ما 300 سال پیش بیسیم داشتیم

 

بهیارو  میگن وسط اقیانوس کسی دنبالت کنه چی کار میکنی؟ میگه میپرم بالا درخت. میگن که تو اقیانوس که درخت نیست, میگه مجبورم میفهمی مجبــــــــــــــــــــورم

 هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب دم!

ترکه در يخچالرو باز ميکنه ميبينه ژله داره تکان ميخوره ميگه نه ترس ميخواب آب بخورم

م


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:45  توسط خوش خنده  | 

لطیفه

اسبه زنگ میزنه سیرک میگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمی کنید ؟ میگن مگه شما چه هنری داری ؟ اسبه میگه  نمی بینی دارم حرف می زنم

یارو میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین یارو رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش


به یارو میگن چی شد که زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم



یارو تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟ میگه والا سخت که ‏نیست فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی

یارو تو خارج میره یه رستوران ایرونی, گارسون میگه چی میل دارین؟ یارو میگه: ""with carpet rice, with fish what" گارسون میگه بابا اینجا که همه ایرونین فارسی بگو ببینم چی میخوای؟ یارو میگه: همون باقالی پلو با ماهیچه


یارو میره خونه زنه دزدی, زنه میترسه میگه بیا این طلا این پول. . . . همش مال تو, یارو میگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجاست؟ ؟

به یارو میگن وبا اومده. میگه : چی چی آورده

یارو قاضی میشه یکی میره پیشش میگه من از همسایمون شکایات دارم به من گفته گوه زیادی نخور, قاضی میگه غلط کرده برو بخور ! ! !گن سفر حج چطور بود میگه خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل. البته یه



بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!



یارو میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم


چوپونه با گوسفنداش قهر مي كنه اونا رو مي بره چمن مصنوعي





ميخواستن یارو رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!


 یارو كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:30  توسط خوش خنده  | 

جک

  1. یارو ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يه روز يه بابايي مياد ميگه: ‌قربونت يه ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نذار. یارو ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نذارم؟!!
  2. یارو ميره لباس فروشي،‌ميگه:‌ببخشيد شلوار نخي داريد؟ ميگه:‌بعله. یارو ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين!!!
  3. یارو ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌كجش ميكنه!!
  4. به یارو ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
  5. به یارو ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!!!
  6. یارو رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است!!!


  7. كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهي ميده: بيوه بيو!!


  8. دو تا یارو دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:18  توسط خوش خنده  | 

لطیفه




رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!



یارو مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مُردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست


یه روزی از طرف دامپروری میرن گاوداریه یه بابایی. میگن شمابه گاواتون چی میدی میخورن. میگه پوست هندونه، طالبی و ... دویست هزار تومن جریمش میكنن. چند ماه دیگه دوباره میان می پرسن چی میدی میخورن یارو می ترسه میگه: چلوكباب، چلومرغ، و ... اینبار دویست و پنجاه هزار تومن جریمش میكنن. میرن چند وقت دیگه میان میگن چی میدی میخورن؟ میگه والا نمیدونم پولشو میدم خودشون میرن میخرن می خورن!



به يکی میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ، میگه مگه روشنم میشه

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:17  توسط خوش خنده  | 

لطیفه


یارو عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟
ميگه:آخه بچه ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!

یارو يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه  سر كوچه چراغي مأمور بود؟
پسر گفت: چرا!؟ یارو گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

از یارو پرسيدند: "اسم كوچيك فردوسی چيه ؟"
گفت: " ميدان ".

یارو زنگ زد هواشناسی گفت :
آقا دستتون درد نکنه ديروز هوا خيلی خوب بود.





یارو دل درد داشت رفت دکتر
دکتر یه ظرف کوچیک بهش داد و گفت: فردا تو این مدفوعت رو بریز بیار.
ترکه فرداش با یه سطل پر  رفت پیش دکتر.
دکتر گفت این چیه ، چرا اینقدر زیاد؟
گفت : آقای دکتر گفتم شاید تعارف میکنی.

یه روز یارو زنگ زد به 2222222 گفت : آقا اونجا 2222222
و گفت : بله بفرمایید.
آقا لطفا زنگ بزن آتش نشانی، بگو و انگشتشم توی شماره 2 گیر کرده.

یارو سرش رو از روی کلاه میخاروند . بهش گفتند چرا این جوری میکنی
گفت مگه شما میخواهید پشتتون رو بخارونید شلوارتون و در میارید .

یارو به زنش گفت : خانوم دستت درد نکنه . دست پختت خوب شده.
ديگه غذات شور نيست . بی مزس ...


آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن!
خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه.
فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود!
آبادانيه ميگه: اَاه ه ... باز اين سيريش

يه عربه روی پيغام گيرش گذاشته بود : سلامن عليکم .
لطفا بعد از شنيدن سوره بقره پيغام خود را بگذاري

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:16  توسط خوش خنده  | 

جک

قلمی از قلمدان قاضی افتاد.

شخصی که در آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید.

قاضی خشمگین و شد و گفت ، مردک این قلم است کلنگ نیست ، تو هنوز قلم و کلنگ را از هم بازنمی شناسی؟

شخص گفت : هر چه هست باشد تو خانه مرا با آن ویران کردی!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:12  توسط خوش خنده  | 

لطیفه

یه روز یارو 206 می خره ، همون در نمایشگاه 4 تا مسافر سوار می کنه. بعدش تو راه خیلی سرعت می رفته. مسافر اولیه ازش می پرسه می گه : آقا چرا اینقدره سرعت می ری؟ می گه : تا حالا 206 داشتی می گه نه . نفرای دوم و سومم همین سوالو می پرسن و همون جوابو می شنون. بعد نفر چهارم می پرسه آقا چرا اینقدر سرعت می ری؟ می گه تا حالا 206 داشتی ؟ میگه آره . میگه  پس جون مادرت بگو ترمزش کجاشه؟

به منگل می گن میدونی داداشت اچ آی وی گرفته؟ می گه نه بابا اون تا دیروز جی ال ایکس داشت.

ازمنگل می پرسن فرق کچل با هواپیما چیه ؟ میگه : کچل که فرق نداره ، هواپیماهم نکته انحرافیه.

 منگل می ره کله پاچه ای ،یارو بهش می گه : آقاقربون چشم بذارم؟ میگه نه حداقل صبر کن برم قایم شم!!

ازمنگل می پرسن می ذاری پسرت بره دانشگاه : می گه آره ولی اگه به درسش لطمه نزنه

یارو میره بالای پل عابر پیاده،داد می زنه حالا من نفهم ، من نفهم ........آخه شما اینجا رودخونه

می بینید که اومدید روش پل زدید.............؟>


یه روز منگل می ره بانک میگه آقا تمام موجودی منو بده . میگیره پول ها رو می شماره می گه درسته بذار سرجاش!!!!!!!!!

 یه روز یارو زنگ می زنه البرادعی ، میگه آقا ببخشید شما دکتری؟میگه آره . میگه ، خاک تو سرت دکتری و میری تو آژانس کار می کنی؟

منگل پلیس مخفی می شه ..................

............سه ساله ازش خبری نیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:11  توسط خوش خنده  | 

لطیفه

یارو مي افته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي گيرنش،
رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم.
یاروهم يه چاقو ور ميداره مي گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!!!

یارو با ماشین اش دور میدان میچرخیده میگن چرا داری اینقدر دور میدان میچرخی ؟
میگه : آخه راهنمام گیر کرده !!!

به یارو ميگن: اگه يک کاميون طلا بهت بدن چيكار ميکني؟
ميگه:يه کلام 2500 ميگيريم خالي ميکنيم!!

یارو  رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟
ميگه: آره، خاموشش كردم!!!

یارو يك سكه ميندازه هوا، شير مياد، فرار ميكنه!!

یارو يك دونه موهم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلموني، ملت همه پوزخند ميزنن،
ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!!!

یارو تولدش رو تو يه مدرسه برگزار مي كنه!
بهش مي گن : چرا تو مدرسه؟!
مي گه : آخه خيلي كلاس داره!!!

از یارو می پرسن : می دونی پل رو برای چی می سازند؟
می گه : برای اينکه کشتيها از زيرش رد بشن !!!

يه جايي جشن بوده، یارو همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور.
يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟
یارو ميگه: من از خونواده عروسم.
میگن: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:8  توسط خوش خنده  | 

لطیفه

به یارو می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست  


 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:6  توسط خوش خنده  | 

لطیفه

همیشه دستان همسرتان را در دست بگیرید، چون اگه رهاش کنید اون میره خرید !


یاروميخواسته يك كبريت رو روشن كنه، هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! یارو ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد
پلیس به یارو: اینجا ماهی‌گیری قدغنه!!! یارو: ولی اینجا تابلو نزدین!!! «
پلیس: نزدیم که نزدیم، زود باش از بالای اون آکواریوم بیا پایین!!!!

یارو از ماه عسل برميگرده ازش ميپرسن : خوش گذشت؟
ميگه : خيلى. ميگن :
خانمت پس چرا گريه ميكنه؟
ميگه : آخه اينو فراموش كرده بودم ببرمش!

حیف نون می ره بنگاه، می گن یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می شه.
حیف نون می گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می رم پیش داداشم


به یارو ميگن : يه ميوه خوشمزه ، آبدار و شيرين نام ببر ؟

ميگه : خيار!

بهش ميگن : خيار كجاش آبدار و شيرينه ؟

یارو ميگه : با چايی شيرين بخور ، نظرت عوض ميشه !

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1392ساعت 10:4  توسط خوش خنده  |